طراحي برنامههاي حسابرسي و اجراي آزمونهاي محتوا
فصل دهم : طراحي برنامههاي حسابرسي و اجراي آزمونهاي محتوا
همانطور كه در درس حسابرسي يك موضوعات مختلفي در مورد كنترلهاي داخلي و ارزيابي آن مورد بحث قرار داديم. مشخص گرديد هدف اصلي حسابرسان از ارزيابي كنترلهاي داخلي، تعيين سطح خطر عدم كشف ميباشد.(منظور آزمونهاي محتوا) كه براساس آن حسابرسان بتوانند نوع و ماهيت، ميزان و زمانبندي آزمونهاي محتوائي كه در حسابرسي نهائي انجام خواهند داد را تعيين نمايند. به عبارت ديگر تعيين آزمونهاي محتواي حسابرسي، بستگي به ارزيابي حسابرس از احتمال خطر كنترل دارد. هر چه قدر سيستم كنترل داخلي شركت ضعيفتر باشد، خطر كنترل داخلي بالاتر ارزيابي شده و جهت پائين نگهداشته شدن خطرعدم كشف، حسابرسان بايستي حجم آزمونهاي محتوا را افزايش دهند و بالعكس.
اجراي آزمونهاي محتوا توسط حسابرسان، با طراحي برنامههاي حسابرسي براي هر حساب با توجه به هدفهاي كلي حسابرسي براساس ادعاهاي منعكس شده در صورتهاي مالي شروع و جهت حصول اطمينان از تحقق اهداف مورد نظر، رسيدگي لازم را براي برنامههاي تعيين شده ، طراحي و اجراء ميكنند.
ريسك حسابرسي :
يعني اينكه صورتهاي مالي موسسه و حسابهاي مربوطه حاوي اشتباه با اهميت باشد ، اما حسابرس گزارش عاري بودن اين صورتها از هرگونه اشتباه با اهميت را ارائه دهد.
ريسك حسابرسي:
ريسك حسابرسي شامل سه بخش ميباشد :
1. ريسك ذاتي:
ريسكي كه در نبود كنترل داخلي متوجه حسابها ميباشد. به عنوان مثال: وجوه نقد و هزينه استهلاك بالاترين ريسك ذاتي را دارند .
2. ريسك كنترل:
خطري كه به خاطر وجود حساب داراي اشتباه با اهميت و عدم توانایي سيستم كنترل داخلي موسسه براي كنترل يا كشف اشتباه يا تقلب موجود ، ايجاد مي گردد .
3. ريسك عدمكشف:
ريسكي كه اگر در حساب ها اشتباهي با اهميت باشد و روشهاي حسابرسي نتواند آن را كشف نمايد.
نكته : ريسك ذاتي و كنترل در اختيار حسابرس نمي باشد . اما ريسك عدم كشف با روشهایي كه حسابرس اتخاذ مينمايد ، ارتباط دارد . (آزمون محتوا)
برنامههاي حسابرسي :
فهرست تفصيلي و مشروح روشهاي رسيدگي است كه بايد در طول كارحسابرسي انجام شود . در مراحل اوليه برنامهريزي كار حسابرسي ، يك برنامه حسابرسي مقدماتي تهيه ميگردد . اما اين برنامه مقدماتي ، بطور پيوسته با پيشرفت كار حسابرسي تعديل ميگردد . به عنوان مثال : نوع و ماهيت ، زمانبندي و ميزان روشهاي آزمون محتوا به ارزيابي حسابرس از خطر كنترل داخلي وابسته است . بدينسان تا زمانيكه ارزيابي سيستم كنترل داخلي پايان نيابد ، برنامه نهایي حسابرسي نميتواند تنظيم شود . اين برنامه نهایي نيز در صورت تجديد نظر حسابرسان در برآوردهاي اوليه از اهميت يا خطر حسابرسي ، يا كشف مشكلاتي از طريق انجام آزمونهاي محتوا بايد تعديل شود .
بنابراين ، برنامههاي حسابرسي شامل دو بخش ميباشد :
1. بخش اول برنامه به روشهاي كسب شناخت و ارزيابي ساختار كنترل داخلي صاحب كار اختصاص دارد. (رسيدگي ضمني)
اين بخش پيرامون بررسي و شناخت ، چرخههاي عمده معاملات سيستم كنترل داخلي صاحبكار ميباشد . روشهاي رسيدگي اين بخش شامل تهيه پرسشنامه ، نمودگر يا شرح نوشته هر يك از چرخههاي معاملات مثل چرخه توليد ، فروش ، خريد ، حقوق و دستمزد ، دارائيها و تامين مالي ميباشد .
شناسایي نقاط ضعف و قوت سيستم كنترل داخلي و تعيين احتمال خطر كنترل ، با اجراي آزمونهاي مربوطه ، بخش ديگري از اين مرحله ميباشد . كه در مجموع به اين مرحله رويكرد سيستمي يا رويكرد مبتني بر ريسك گفته ميشود .
2. اثبات مبالغ خالص مندرج در صورتهاي مالي و همچنين كفايت افشاء در صورتهاي مالي . (رسيدگي نهائي)
بخش دوم برنامههاي حسابرسي مربوط به آزمونهاي محتوا ميباشد . كه به همين علت به آن رويكرد محتوایي گفته ميشود . دراين رويكرد بيشتر به آزمونهاي محتوا به عنوان مبناي اظهارنظر حسابرسان اتكاء ميشود . به عبارت ديگر اهداف برنامههاي حسابرسي اثبات ادعاهاي مديريت در صورتهاي مالي ميباشد .
ادعاهاي مديريت :
حسابرس ، مسئول بررسي ادعاهاي مديريت و ميزان انطباق آن با استانداردها و معيارها ميباشد . ادعاها به عنوان اظهارات مديريت درباره منصفانه بودن صورت هاي مالي مي باشند . هيات استانداردهاي حسابرسي آمريكا ادعاهاي صورت هاي مالي را به شرح زیر اعلام مي دارد :
1. وجود يا رخداد : (وجود دارائي و وقوع هزينه)
كليه دارایيها ، بدهيها و حقوق صاحبان سهام مندرج در صورتهای مالي وجود دارد و معاملات ثبت شده در حسابها روي داده است . دارایيهایي همچون وجهنقد ، اوراق بهادار ، موجودي مواد و كالا از طريق مشاهده اثبات ميشوند . دارایيهائي كه تحت مالكيت اشخاص ثالث قرار دارند ، مانند: موجودي نقد نزد بانك ، موجوديهاي اماني نزد ديگران و بدهيها ، از طريق اخذ تأييديه اثبات ميگردد. اثبات وجود دارایي هاي نامشهود دشوارتر است، حسابرسان بايد شواهدي را جمعآوري كنند كه نشان دهد مبالغ خرج شده ، داراي منافع آتي اقتصادي خواهند بود.
2. كامل بودن : (در رابطه با بدهي و هزينه)
اثبات اينكه تمام عناصر حسابداري (اقلام صورتهاي حسابداري) به طور كامل ثبت و منعكس شده باشد و معامله يا رويدادي ثبت نشده يا از قلم افتاده وجود نداشته باشد. روشهاي حسابرسي براي اثبات كامل بودن :
2-1- رديابي: (فرايند دنبال كردن يك معامله از يك مدرك حسابداري به مدرك بعدي ، از جزء به كل) بسياري از آزمونهاي مربوط به دارایي هاي ثبت نشده ، شامل رديابي مدارك تهيه شده در زمان تحصيل دارایي به ثبت دارایيها در دفاتر حسابداري است . به عنوان مثال : حسابرسان براي كشف حسابهاي دريافتني ثبت نشده ممكن است تعدادي از مدارك حمل صادرشده طي سال را انتخاب و جزئيات آن ها را به معاملات فروش ثبت شده ، رديابي نمايند .
2- 2- مشاهده : مشاهده دارایي هاي عيني، يكي از آزمونهاي مهم براي تشخيص كامل بودن ثبت اين گونه دارایي هاست . حسابرسان در طول نظارت بر شمارش موجوديها بايد مراقب اقلامي از موجوديها باشند كه شمارش نشده ، اما در صورت خلاصه شمارش منظور شده است.
2- 3- روشهاي تحليلي: روشهاي تحليلي نيز ميتواند براي تشخيص شرايطي كه نشانه ثبت نشدن دارایي هاست ، به كار گرفته شود . به عنوان مثال : پایين بودن درصد سود ناخالص سال جاري در مقايسه با سال قبل ، ممكن است نشانه مقادير عمدهاي از موجوديهاي مواد و كالا باشد ، كه در دفاتر ثبت نشده است .
2- 4- اجراي آزمونهاي ميان بر: (انقطاع زماني) :حسابرسان به عنوان بخشي از حصول اطمينان از كامل بودن و همچنين وجود دارایي هاي ثبت شده ، انقطاع معاملات صاحب كار را آزمون می كنند . صورتهاي مالي بايد كليه معاملات انجام شده تا پايان سال را نشان دهد و هيچ يك از معاملات رخ داده بعد از پايان سال را در بر نگيرد . اصطلاح انقطاع معاملات به معناي فرايندي است كه ، تعيين ميكند معاملات انجام شده در تاريخهاي نزديك به تاريخ ترازنامه ، به درستي به دورههاي مربوط تخصيص يافته است .
اثر اشتباهات انقطاع معاملات بر صورتهاي مالي ، بسته به ماهيت و نوع اشتباه ، متفاوت است . به عنوان مثال : اشتباه انقطاع معاملات در مورد ثبت ماشينآلات و تجهيزات بر ترازنامه اثر ميگذارد و احتمالاً اثري بر صورت سود و زيان ندارد . زيرا براي دارایيهاي تحصيل شده در چند روز پيش از پايان سال مالي ، استهلاكي محاسبه و ثبت نميشود . از طرف ديگر، اشتباه انقطاع معاملات در مورد ثبت كالاي ارسالي براي مشتريان ، هم بر موجوديهاي مواد و كالا و هم بر بهاي تمام شده كالاي فروش رفته اثر ميگذارد . برخي از صاحب كاران ممكن است براي ارائه تصوير بهتري از وضع مالي خود دفاتر حسابداري را باز نگه دارند تا دريافتهاي نقدي و درآمدهاي حاصل از معاملات رخ داده در اوايل دوره بعد را جزء حسابهاي سال جاري منظور دارند .
حسابرسان براي آزمون انقطاع معاملات ، بايد معاملات ثبت شده در چندين روز قبل و بعد از تاريخ ترازنامه را بررسي كنند تا از درستي ثبت اين معاملات در دوره مربوط مطمئن شوند. در مواردي كه مداركي چون چكها ، گزارشهاي دريافت (رسيدهاي انبار) و مدارك حمل كالا داراي شماره رديف است . يادداشت كردن آخرين شماره صادر شده طي سال ، حسابرسان را در تشخيص اعمال صحيح انقطاع ثبت معاملات ياري ميكند .
در بررسي كامل بودن، به دليل اينكه طراحي آزمونهاي محتوایي كه بتواند دارایي هاي ثبت نشده در دفاتر صاحب كار را نمايش دهد دشوار است ، اتكاء حسابرس عمدتاً بر آزمونهاي كنترل داخلي صاحب كار ميباشد.
3. حقوق و تعهدات: (مالكيت و تعهدات)
هر دارایي و بدهي مندرج در صورتهاي مالي در تاريخ ترازنامه یا متعلق به واحد مورد رسيدگي بوده و يا در تعهد آن است . مالكيت از طريق بررسي و بازرسي اسناد و مدارك و مشاهده آن اسناد اثبات ميشود. روشهایي كه وجود دارایي ها را اثبات ميكنند ، عمدتاً مالكيت آن ها را نيز اثبات مينمايد . به عنوان مثال: تأييديه وجوه نقد نزد بانك ، سرمايهگذاري در اوراق بهادار ، تأييديه حسابهاي پرداختني و موجوديهاي اماني . اما در برخي موارد مشاهده دارایي و وجود آن ، مالكيت آن را تاييد نمينمايد . مانند : موجودي اماني ديگران نزد ما ، ماشينآلات و تجهيزات . در واقع مشاهده عيني ماشين آلات و تجهيزات وجود آن ها را ثابت مينمايد ، اما مالكيت آن ها را ثابت نميكند . زيرا ممكن است ماشين آلات به جاي تحصيل ، با اجاره كوتاهمدت يا بلندمدت در اختيار شركت باشد . حسابرسان براي اثبات مالكيت صاحب كار بر اين گونه دارائي ها ، بايد شواهد و مداركي چون قبوض عوارض ، ماليات اموال ، فاكتورهاي خريد و اسناد مالكيت آن ها را بازرسي كنند .
نكته : روش حسابرسي كه عمدتاً براي اثبات وجود به كار ميرود ، سندرسي ميباشد . (از كل به جزء)
تعريف سندرسي: تعيين دقت و درستي ثبتهاي مندرج در دفاتر از طريق رسيدگي به شواهد و مدارك مثبته اوليه . مانند : فاكتورها ، رسيدهاي پرداخت وجوه نقد و ... به عنوان مثال: اثبات موجودي كالا.
4. ارزشيابي يا تخصيص: (در رابطه با دارایي ها اولويت دارد)
حسابرس بايستي از ارزشيابي اقلام صورتهاي مالي طبق استانداردهاي حسابداري اطمينان معقولي به دست آورد . تعيين ارزش دقيق دارایيها نياز به دانش جامعي از اصول پذيرفته شده حسابداري دارد . حسابرسان نه تنها بايد از منطبق بودن روش حسابداري مورد استفاده براي ارزشيابي دارایي ها با اصول پذيرفته شده حسابداري اطمينان حاصل كنند ، بلكه بايد مناسب بودن روش ارزيابي را با شرايط موجود نيز تعيين نمايند . پس از آنكه حسابرسان از مناسب بودن روش ارزشيابي اطمينان يافتند ، به اجراي روشهایي خواهند پرداخت ، كه درستي كاربرد روش ارزشيابي توسط صاحب كار را آزمون نمايد .
بيشتر دارایيها به بهاي تمام شده مورد ارزيابي قرار ميگيرد . از اين رو سندرسي مدارك پرداخت با ساير شواهد مثبته مربوط به بهاي تمام شده تحصيل دارایي ها ، يكي از متداول ترين روشهاي حسابرسي است . چنانچه بهاي تمام شده تحصيل دارایي مشمول استهلاك باشد ، حسابرسان بايد معقول بودن نحوه تسهيم آن را ارزيابي و محاسبات مربوط به مبلغ مستهلك نشده دارایي را اثبات كنند . در مورد دارایي هایي كه به اقل بهاي تمام شده يا ارزش بازار ارزيابي ميشود ، پيجویي قيمتهاي جاري بازار و بهاي تمام شده تحصيل ، هر دو ضروري است . حتي ممكن است ، حسابرس براي اطمينان از نحوه محاسبه ارزش خالص بازيافتني حساب هاي دريافتني ، اقدام به تهيه جدول تجزيه سني بدهكاران نمايد .
5. ارائه و افشاء : (ارائه در رابطه با استانداردها و افشاء ، عمدتاً معامله با اشخاص وابسته)
اقلام مندرج در صورتهاي مالي می بایست ، طبق استانداردهاي حسابداري ، افشاء ، طبقهبندي و ارائه شده باشد . روشهاي مورد استفاده براي اثبات ادعاهاي مديريت شامل : بررسي رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه ، شناسایي معاملات با اشخاص وابسته ، بررسي صحت افشاء اقلام بلندمدت ، وجوه مسدود شده ، دارائيهاي گرو گذارده شده و ... خواهد بود .
چرا تأكيد بر اثبات اقلام صورت ترازنامه وجود دارد ؟
شايد اين رويكرد تحت تأثير حسابرسي در دوراني است كه هدف آن ها ، تنها اثبات اقلام ترازنامه بود . در ضمن مهمترين مزاياي رويكرد ترازنامهاي فراهم بودن شواهد كاملاً قابل قبول است كه عموماً براي اثبات دارایي ها و بدهيها وجود دارد . دارایي ها معمولاً با روشهاي مشاهده عيني ، بازرسي شواهد ايجاد شده در خارج شركت صاحب كار و تأييديه اثبات مي شود . بدهيها نيز معمولاً با بررسي شواهد ايجاد شده در خارج از شركت صاحب كار ، تأييديه و بازرسي مدارك پرداخت بدهي پس از تسويه آن ميتواند اثبات شود . از طرف ديگر نوع و ماهيت درآمدها و هزينهها را در سيستم دو طرفه در نظر بگيريد . ثبت درآمدها يا هزينهها از دو بخش تشكيل ميشود :
· شناسایي درآمد يا هزينه
· تغيير متناظر مبلغ درآمد يا هزينه در يكي از حسابهاي دارايي يا بدهي.
درآمدها يا هزينه ها هيچ گونه شكل مشهودي ندارند . درنتيجه بهترين شواهد براي وجود درآمدها يا هزينهها ، تغيير قابل اثبات در حساب دارایي يا بدهي مربوط است. به عنوان مثال :
هدف های کلی برنامه های حسابرسی دارایی ها:
برنامه های حسابرسی هریک از اقلام صورت های مالی باید به گونه ای متناسب با آن نوشته شود ، که بتواند هدف های خاص مربوط به رسیدگی به آن قلم از دارایی را برآورده سازد .
1- ارزیابی سیستم کنترل داخلی :
Ø شناختی از سیستم کنترل داخلی کسب کنید که برای برنامه ریزی حسابرسی کافی باشد .
Ø خطر کنترل را برآورد و آزمون های اضافی کنترل ها را طراحی کنید .
Ø آزمون های اضافی کنترل ها را اجرا کنید .
Ø خطر کنترل را مجدداً برآورد و آزمون های محتوا را طراحی کنید .
2- اثبات مانده حساب ها : ( آزمون های محتوا )
Ø وجود دارایی ها را اثبات کنید .
Ø مالکیت شرکت را بر دارایی ها اثبات کنید .
Ø از کامل بودن ثبت دارایی ها اطمینان یابید .
Ø از مناسب بودن ارزشیابی دارایی ها مطمئن شوید .
Ø از صحت محاسبات ریاضی مدارک زیر بنای حساب های مربوط به دارایی ها اطمینان حاصل کنید .
Ø از مناسب بودن نحوه ارائه و کفایت افشای اقلام دارایی ها در صورت های مالی مطمئن شوید .
Ø این هدف های کلی درمورد تمام برنامه های حسابرسی دارایی ها بطور یکسان کاربرد دارد.
رسيدگي به مدارك عمومي : (تشكيل پرونده دائم)
حسابرسان در مراحل اوليه رسيدگي ، بايد خود را با جنبههاي مختلف فعاليت شركت صاحب كار آشنا كنند . به عنوان مثال : حسابرسان بايد شناختي از طرح سازمان ، ساختار مالي شركت ، كارخانه و يا كارگاهها ، انواع توليدات ، رويه هاي حسابداري و روشهاي كنترلي صاحب كار به دست آورند . اما اطلاعات به دست آمده درباره فعاليتهاي داخلي شركت صاحب كار به خودي خود كافي نيست . حسابرسان براي تفسير و ارزيابي صحيح اين گونه اطلاعات ، بايد محيطي را كه شركت صاحب كار در آن فعاليت ميكند ، بشناسند . قوانين و مقرارت ، دعاوي حقوقي احتمالي ، وابستگي با ساير شركتها و قراردادهاي خريد و فروش صاحب كار تنها چند نمونه از عواملي است كه ميتواند بر فعاليت هاي داخلي شركت صاحب كار اثر بگذارد . حسابرسان مي توانند با رسيدگي به مدارك عمومي صاحب كار اطلاعات زيادي را درباره محيط كار شركت صاحب كار و نيز فعاليتهاي داخلي آن به دست آورند . اصطلاح مدارك عمومي براي موارد زير به كار مي رود :
1. مدارك غيرمالي:
Ø شركت نامه و اساس نامه:
نخستين باري كه صورتهاي مالي صاحب كار مورد رسيدگي قرار ميگيرد ، حسابرسان نسخهاي از اظهارنامه ثبت ، شركت نامه و اساس نامه شركت را دريافت ميكنند . اظهارنامه ثبت شركت ، سندي است كه توسط موسسين تهيه و امضاء مي شود . در اظهارنامه ثبت شركت ، معمولاً نام ، موضوع ، مركز اصلي و مدت شركت ، هويت كامل و اقامتگاه موسسين شركت ، سرمايه نقدي و غيرنقدي ، تعداد و نوع سهام ، مبلغ اسمي هر سهم ، ميزان تعهد هريك از موسسين و مبلغ پرداخت شده توسط هر يك از آنان آورده ميشود .
شركت نامه و اساس نامه سندي است كه توسط موسسين شركت تهيه شده و در آن اطلاعاتي درباره وضعيت شراكت و نيز نحوه مديريت آن آورده شده است .
نسخه اي از اظهارنامه ثبت ، شركت نامه و اساس نامه در پرونده دائمي نگهداري ميگردد تا در مراجعه هاي بعدي براي حسابرسي ، دسترسي به اين مدارك تسهيل گردد .
Ø قراردادهاي مشاركت شركاء :
در حسابرسي شركتهاي تضامني ، قرارداد مشاركت شركاء ، بايد همانند شركت نامه و اساس نامه شركتهاي سهامي مورد بررسي قرار گيرد .
Ø صورت جلسات هيأت مديره و مجامع عمومي :
صورت جلسات مجامع عمومي و هيأت مديره ، مدركي رسمي از مذاكرات و تصميمات اخذ شده در جلسات هيأت مديره و مجامع عمومي شركت است . بررسي و تصميمگيري در مورد گزارشهاي مالي و فعاليتهاي هيأت مديره ، چگونگي و شرايط انتخاب مديران و بازرسان شركت ، توزيع سود ، حق حضور و پاداش اعضاء هيأت مديره ، تفويض اختيارات به هيأت مديره ، تحصيل و واگذاري شركتهاي فرعي، نمونهاي از تصميماتي است كه در مجمع عمومي عادي صاحبان سهام گرفته ميشود . انتخاب حسابرس نيز بسته به نظر صاحبان سهام حاضر در مجمع دارد . همچنين افزايش يا كاهش سرمايه و چگونگي آن و انحلال پيش از موعد شركت ، منحصراً در اختيار مجمع عمومي فوقالعاده صاحبان سهام است .
هيأت مديره درباره مواردي كه از طرف مجمع تفويض اختيار صورت گرفته است ، مي تواند تصميم گيري نمايد . صورت جلسات هيأت مديره ، معمولاً حاوي مصوباتي درباره صدور مجوز معاملات ، آیيننامههاي داخلي شركت ، عزل و نصب كليه مأموران و كاركنان شركت ، گشايش و بستن حسابهاي بانكي ، چگونگي وصول مطالبات و پرداخت بدهيهاي شركت و ... مي باشد .
هيأتمديره شركتهاي بزرگ معمولاً با واگذاري جنبههاي خاص عمليات به كميتههاي مختلف ، امور شركت را اداره مينمايند . كميته حسابرسي و كميته سرمايهگذاري دو نمونه از كميتههایي هستند كه توسط هيأت مديره مورد استفاده قرار مي گيرند .
در نخستين سال بررسي ، ممكن است برخي صورت جلسات مربوط به سالهاي گذشته نيز لازم و ضروري به نظر برسد. نسخهاي از اين صورت جلسات در پرونده دائمي نگهداري ميگردد و در صورت لزوم، در حسابرسيهاي بعدي مورد استفاده قرار ميگيرد .
سرپرست گروه حسابرسي ، نسخهاي از تمام صورت جلسات ، از جمله صورت جلسات كميتههاي هيأتمديره و مجامع عمومي و فوقالعاده صاحبان سهام را از دبير جلسات يا ديگر مسئولين شركت ، دريافت ميكند . نسخههاي دريافتي بايد توسط مسئولين شركت گواهي گردد . به منظور حصول اطمينان از كامل و دقيق بودن آن ها ، نسخ مزبور با اصل صورت جلسات تطبيق داده ميشود .
حسابرسان چگونه مطمئن ميشوند ، كليه صورت جلسات صاحب كار در اختيار آنان قرار گرفته است؟
اولاً : حسابرسان پرونده دائمي را براي آگاهي از انواع كميتههاي مختلف هيأت مديره و جداول زمانبندي تاريخ تشكيل جلسات عادي هر يك از كميتهها بررسي ميكنند .
ثانياً : اولين اقدام در هر جلسه هيأت مديره يا كميته هاي آن ، تصويب صورت جلسه مذاكرات جلسه قبل است . بدين ترتيب حسابرسان مي توانند ، آخرين صورت جلسه موجود را بررسي و تاريخ تشكيل جلسه قبلي را تعيين و بدين ترتيب تاريخ كليه جلسات و مفاد آن ها را معين كنند . حسابرسان همچنين بايد تأييديهاي حاكي از در اختيار قرار دادن كليه صورت جلسات از مديريت دريافت كنند .
نكته مهم : خودداري صاحب كار از تسليم نسخهاي از صورت جلسات محدويت عمده در بررسي محسوب شده و نتيجه آن عدم اظهارنظر خواهد بود .
Ø قراردادهاي منعقده با مشتريان، فروشندگان مواد و كالا :
اين قراردادها ، نشان دهنده ميزان تعهدات و حقوق شركت بوده و بر عمليات ساليانه شركت تأثيرگذار ميباشد . حسابرسان براي تفسير قراردادهاي عمده ، گهگاه به كمك مهندسان ، حقوق دانان و ساير كارشناسان نياز پيدا ميكنند .
Ø قراردادهاي استخدامي روسا و كاركنان :
شامل قرارداد های با اتحادیه های صنفی و کارگری و طرح های حق تقدم خرید سهام ، سهیم شدن کارکنان در سود ، پاداش و بازنشستگی .
Ø قوانين و مقرراتي دولتي موثر برشركت صاحب كار :
تأثير قوانين و مقررات مختلف بر صورتهاي مالي صاحب كار متفاوت است . برخي از قوانين بر صورتهاي مالي صاحب كار اثر مستقيم دارد و در هر نوبت حسابرسي به آن ها توجه خاص مبذول مي گردد . به عنوان مثال : قانون ماليات هاي مستقيم كه بيشتر بر ماليات بر درآمد صاحب كاران اثر ميگذارد . مسئوليت حسابرسان نسبت به كشف موارد نقض اين گونه قوانين به مراتب بيشتر از مسئوليت آنان نسبت به كشف اعمال غيرقانوني ناشي از قوانيني است كه تنها بطور غيرمستقيم بر صورتهاي مالي صاحب كار اثر مي گذارد . يك عمل غيرقانوني ممكن است نياز به انعكاس در صورتهاي مالي داشته باشد و حتي ممكن است تداوم فعاليت شركت صاحب كار را زير سوال ببرد .
همانگونه كه در استاندارد حسابرسي اعمال غيرقانوني صاحب كار آمده است ، رسيدگيهاي منطبق با استانداردهاي پذيرفته شده حسابرسي حسابرسان ، بايد به گونهاي طراحي و برنامه ريزي شود كه از كشف اعمال غيرقانوني با اثر مستقيم بر صورتهاي مالي ، اطمينان معقول بدست آيد . در برخي از كشورها ، مردم و رسانههاي گروهي ، گهگاه حسابرسان را به دليل كشف نكردن اعمال غيرقانوني صاحب كارشان سرزنش ميكنند . تنها اشخاص آگاه از دامنه حسابرسي ميدانند كه به دليل ماهيت حسابرسي ، نميتوان براي كشف تمام انواع اعمال غيرقانوني صاحب كار ، بر حسابرسي اتكاء كرد .
حسابرسان مستقل تحت هيچ شرايطي نبايد از آن دسته از اعمال حسابرس كه ميدانند نادرست يا غيرقانوني است ، چشم پوشي كنند يا آن ها را ناديده بگيرند . اين بدان معنا نيست كه حسابرسان مستقل بايد این اعمال را به مقامات قانوني گزارش كنند ، بلكه بدان معناست كه حسابرسان مستقل نبايد اجازه دهند نام موسسه آن ها با آن دسته از صورتهاي مالي ارتباط پيدا كند كه گمراه كننده است يا اعمالي را پنهان ميدارد كه منطقاً قابل دفاع نميباشد .
چنانچه حسابرسان مستقل از وجود اعمال نادرست يا اعمالي كه به وضوح غيرقانوني است آگاه باشند ، بايد تلاش كنند ، اثر يا آثار آن را بر صورتهاي مالي ، تعيين كنند . انجام دادن اين كار مستلزم مشورت با وكيل حقوقي يا ديگر كارشناسان است . حسابرسان همچنين بايد موضوع را با مديريت ارشد صاحب كار در ميان گذارند و به كميته حسابرسي هيأت مديره نيز اطلاع دهند ، تا اقدامات اصلاحي صورت گيرد . افشاي لازم در صورتهاي مالي يا اصلاح و تعديل آن نيز بايد به عمل آيد . چنانچه صاحب كار از انجام دادن اقدامات مناسب سرباز زند ، حسابرسان بايد رابطه خود را با صاحب كار قطع كنند . چنين عملي از طرف حسابرس نشانه روشني است از اين كه نمي خواهند به هيچ وجه با اعمال متقلبانه و غيرقانوني مرتبط شوند .
Ø پروندههاي مكاتبات:
پروندههاي مكاتبات صاحب كار ميتواند حاوي اطلاعات گران بهایي باشد . هنگام بررسي صورت جلسات ، قراردادها يا ساير پروندهها ميتوان اطلاعات مناسبي درباره مكاتبات عمده نيز به دست آورد . حسابرسان بايد نسخهاي از اين مكاتبات را در اختيار داشته باشند . علاوه بر اين ، پروندههاي مكاتبات صاحب كار با بانك و ساير موسسات اعتباري ، وكلاي حقوقي شركت ، دفاتر اسناد رسمي و دستگاههاي دولتي نيز معمولاً توسط افراد تيم رسيدگي مطالعه و بررسي می شود .
مكاتبات صاحب كار عموماً به عنوان مدارك موثق تلقي ميشود . اما چنانچه ترديدي نسبت به درستي آن ها وجود داشته باشد ، حسابرسان ممكن است تأييد محتواي مكاتبات را از نويسندگان آن ها درخواست كنند .
2. مدارك مالي:
Ø اظهارنامه مالياتي سالهاي گذشته:
همواره این احتمال وجود دارد که مالیات تشخیصی مقامات مالیاتی نسبت به عملکرد سال های اخیری که هنوز برگ تشخیص قطعی برای آن ها صادر نشده است ، بیش از برآورد صاحب کار از مالیات بر درآمد آن سال ها باشد .
Ø صورتهاي مالي و گزارشهاي سالانه سالهاي گذشته :
یکی از راه های آسان برای آشنایی با سوابق مالی و مشکلات تجاری شرکت صاحب کار ، بررسی صورت ها و گزارش های مالی سال های گذشته شرکت و نیز ، صورت های مالی ماهانه یا سه ماهه در سال جاری است .
Ø گزارش های ارائه شده به بورس اوارق بهادار :
تقاضای پذیرش در بورس اوراق بهادار و دیگر گزارش های ادواری که صاحب کار به بورس اوراق بهادار ارائه کرده است ، حاوی اطلاعات گرانبهایی برای حسابرسان ، به ویژه در حسابرسی نخستین ، می باشد .
3. مدارك حسابداري:
Ø دفتر كل :
نقش دفتر کل ، گردآوری و طبقه بندی معاملات نقل شده از دفتر روزنامه است . حسابرسان برای تشخیص این که دفتر کل به خوبی ثبت وضبط شده است ، باید آزمون هایی را انجام دهند ، که نشان دهد :
· مانده حساب ها به درستی محاسبه شده است .
· اقلام ثبت شده در دفتر کل از دفتر روزنامه نقل گردیده است .
· ثبت های دفتر روزنامه به درستی به دفتر کل نقل شده است .
Ø دفتر روزنامه عمومي :
دفتر روزنامه عمومی مدرکی است که تمام معاملات شرکت ، در آن ثبت می گردد .
Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}